دل من گرفته زين جا

حال همه ما خوب است

ملالی نیست

جز گم شدن خیالی دور

با این همه !!!

عمری اگر باقی بود

طوری از کنار زندگی خواهم گذشت

که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد

                              نه این دل ناماندگار بی درمان !!!

نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 0:46 توسط szn| |

 

 امشب!

تمام حوصله ام را

در یک کلام کوچک

در " تو"

       خلاصه کرده ام

ای کاش !

یک بار

فقط همین یک بار

تکرار می شدی

تکرار.....

نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 1:1 توسط szn| |

 

دلم را ورق می زنم

به دنبال نامی

به دنبال نامی كه گم شد

در اوراق کتاب کهنه و قدیمی

به دنبال نامی که من ...

به دنبال نامي كه تو ...

به دنبال نامي كه او ...

به دنبال اويي كه كو؟

 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 1:7 توسط szn| |

 

من از خدا خواستم به من توان و نیرو  دهد

و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرو مند شوم

من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد

و او پیش پایم مسایلی گذاشت تا آنهارا حل کنم

من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند

و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم

من از خدا خواستم به من شهامت دهد

و او خطراتی در زندگیم  پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم

من از خدا خواستم  به من عشق دهد

و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم

من از خدا خواستم به من برکت دهد

و خدا به من فرصتهایی داد تا از آنها بهره ببرم

من هیچ کدام از چیزهایی را که از خدا خواستم، دریافت نکردم

ولی به همه چیزهایی که نیاز داشتم ،رسیدم

 

نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 23:51 توسط szn| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت