esme-azam-allah

 

من اين دنياي فاني را نمي‌خواهم نمي‌خواهم

من اين لذّات آني را نمي‌خواهم نمي‌خواهم

بجز محبوب يكتايم نمي‌دانم نمي‌دانم

بجز آن يار جاني را نمي‌خواهم نمي‌خواهم

بجز راه وصالش را نمي‌پويم نمي‌پويم

جز اين ره ، كامراني را نمي‌خواهم نمي‌خواهم

بفطرت ، عشق پاكش را بدل دارم بدل دارم

دگر معشوق ثاني را نمي‌خواهم نمي‌خواهم

دلم از وي نشاني را بمن داده بمن داده

ز ديگر كَس نشاني را نمي‌خواهم نمي‌خواهم

بجان ، درد و غم او را خريدارم خريدارم

ز غيرش مهرباني را نمي‌خواهم نمي‌خواهم

دل بشكسته مي‌خواهد ندانستم ندانستم

دگر من شادماني را نمي‌خواهم نمي‌خواهم