من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد
و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرو مند شوم
من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد
و او پیش پایم مسایلی گذاشت تا آنهارا حل کنم
من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند
و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم
من از خدا خواستم به من شهامت دهد
و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم
من از خدا خواستم به من عشق دهد
و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم
من از خدا خواستم به من برکت دهد
و خدا به من فرصتهایی داد تا از آنها بهره ببرم
من هیچ کدام از چیزهایی را که از خدا خواستم، دریافت نکردم
ولی به همه چیزهایی که نیاز داشتم ،رسیدم
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 23:51 توسط szn
|
دفتر خاطراتی ست از