بارالها !

در هیاهوی زندگی ،

دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت

در حالیکه گویی ایستاده بودم !

چه غصه هایی که فقط سپیدی مویم را در پی داشت

درحالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود

دریافتم که

اگر تو بخواهی می شود

و اگر نه ، نمی شود

یه همین زیبایی و سادگی !

کاش نه می دویدم و نه غصه می خوردم

به جایش ...

فقط تو را راضی نگه می داشتم و تسلیم می شدم !