خدايا ...
خدايا تو تنها قاضي هستي كه
در قضاوتت احتمال ظلم و خطا نمي رود
و عدالتت كمترين خدشه اي نمي پذيرد
عدالتت را برا ی ما هجي كن
خدايا شيطان را آنچنان بر وجود ما مسلط مساز
كه خود را حق مطلق و مطلق حق بدانيم
و مخالفانمان را به تضليل و تكفير برانيم
خدايا تو تنها دارنده اي كه بي چشم داشت
مي بخشي
ما را بي منت و اعطاي بي چشم داشت آشنا گردان
خدايا كمتر كسي است كه گرفتار هواي نفس نيست
كمتر كسي است كه خود را حق نمي شمرد
و ديگران را باطل نميداند
ما را از اين نيرنگ نا جوانمردانه شيطان مصون بدار
خدايا تو تنها سلطاني هستي كه دلت
با بخشيدن خنك مي شود نه با تنبيه كردن
شادي دل ما را تنبيه ديگران قرار مده
و حلاوت بخشش را به ذائقه هاي جانمان بچشان
خدايا تو كه خدايي با همه عظمتت چه آسان و ارزان
به دست مي آیي
و ما كه بنده ايم با همه ناچيزي و ارزاني مان
چه سخت دل مي دهيم
و سر مي سپاريم
خدايا تنها تويي كه
وقتي همه تنهايم مي گذارند
مونس و همدمم مي شوی
تو تنهايم مگذار
خدايا در اين زمان كه صفا و صميميت
رنگ باخته
دروغ قداست يافته
تهمت فضيلت نام گرفته
و معنويت از دلها گريخته
دينداري به اوج دشواري رسيده
تو خود دينمان را نگهبان باش
خدايا تو تنها معشوقي كه
به عاشقان خود عشق ميورزي
به ما الفباي عاشقي را بياموز
خدايا تو تنها حاكم مقتدري هستي كه هيچ گاه
در خانه ات را نمي بندي
هيچ كس را از در خانه ات نمي راني
ملاقاتت نياز به وقت قبلي ندارد
ارتباطت سلسله مراتب نمي پذيرد
اي خدايي كه در حاكميت و داوري
و در ربوبيت و بنده پروري مثل و نظير نداري
ما را قدردان نعمت بي بديل وجودت بگردان
خدايا مباد كه چنان به خواب غفلت رويم
كه هيچ فريادي بيدارمان نكند
و چنان مست قدرت شويم كه
هيچ سيلي اي هوشيارمان نسازد
خدايا قبح گناه را در نگاهمان مريز
و ما را گرفتار توجيه و تلبيس شيطان مساز
آن چنان كه وجدانمان معطل بماند
و حقيقت از ما رو بگرداند
خدايا تو تنها دادستاني
كه چشم بر خطاي خلافكار مي بندي
به ما چنان ظرفيت و حياتي مرحمت كن
كه با اغماض تو جسورتر نشويم
خدايا شيطان به كار خود
كه فريب بندگان خوب توست مسلط است
ما را هم بر نفس خود تسلط ببخش
خدايا آمدن و رفتن همگان
و دوستي و دشمني شان بسته به چيزي است
اين تويي كه به هيچ چيز- براين ناچيز -
رحمت مي آوري و مهر مي گستري
تو بمان كه از همگان ماندني تري
خدايا تو تنها دارايي هستي كه
هيچ كس نمي تواند از ما بگيرد
پس تو نيز خودت را از ما مگير
دفتر خاطراتی ست از