مجنون حریف غصه لیلا نمیشود
زخم فراق بی تو مداوا نمی شود
فالی زدم به حضرت حافظ بازگفت:
بخت همیشه بسته ما وا نمی شود
آب از سرم گذشت دراین موج بی کسی
ساحل حریف طعنه دریا نمی شود
دلخوش به هیئتم که شنیدم حضور تو
جز در هوای روضه سقا نمی شود
جان دو دست حضرت عباس جان مشک
آقا بیا که بخت دلم وا نمی شود

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 0:24 توسط szn
|
دفتر خاطراتی ست از