بار الها !

 

خواندمت، پاسخم گفتي

خواستم، عطايم کردي

آمدم، آغوش رحمت گشودي

تکيه کردم، نجاتم دادي

پناه آوردم، کفايتم کردي

من آنم که گناه کردم

من آنم که غفلت کردم

من آنم که به بدي همت گماشتم

من آنم که در جهالت غوطه‌ور شدم

من آنم که پيمان بستم و شکستم

و  اکنون بازگشته‌ام...

اينک من پيش روي توأم

بال گسترده و پر شکسته و خوار و دلتنگ

نه عذري دارم که بياورم

نه تواني که ياري طلبم

نه ريسماني که بدان بياويزم

و نه دليل و برهاني که بدان متوسل شوم.

خدايا!

اي توشه و توان سختي‌هايم!

اي همدم تنهايي‌هايم!

اي فريادرس غم‌ها و غصه‌هايم!

اي پشت و پناهم در هجوم بي‌رحم مشکلات!

اي مونس و مأمن و ياورم در کنج عزلت و تنهايي و بي‌کسي!

اي تنها اميد و پناهم در محاصره اندوه و غربت و خستگي!

اگر نبود محبت تو

بي‌شک سقوط و نابودي تنها راه من بود

خدايا!

من را با تقواي خودت سعادتمند گردان

و بامرکب نافرماني‌ات به وادي شقاوت وبدبختي‌ام مکشان

قدرت برکاتت را بر من فروريز

تا تأخير را درتعجيل‌ها و تعجيل را در تأخيرهاي تو نپسندم

و آنچه را که باز پس مي‌نهي من را به شکوه و گلايه نکشاند

پروردگارا!

مرااز هراس‌هاي دنيا و غم و اندوه‌هاي آخرت، رهايي ببخش

بازآمده‌ام با کوله‌باري از گناه و اقرار به گناه

 

                 پس در گذر اي مهربان